طا
طَاء
شکلهایش در کلمه
ط
تنها
طـ
اول
ـطـ
وسط
ـط
آخر
«ت» درشت و پر، بدون نفس. با «ت» یکی نیست.
در قرآن
آوادار · الجَهْرسخت (بسته) · الشِّدَّةبالارونده (درشت) · الاسْتِعْلَاءبسته (پوشیده) · الإِطْبَاقبازداشته · الإِصْمَاتقلقله (پژواک) · القَلْقَلَة
۱۲
نوک زبان با ریشهی دندانهای پیشین بالا
نوک زبان به محل اتصال دندانهای پیشین بالا به لثه فشار میآورد و بعد رها میشود.
همان جای «ت»، ولی عقب زبان را بالا ببر و وسطش را به سمت کام بفشار.
کلمههای دیگر با ط
طَبا فتحه
طِبا کسره
طُبا ضمه
طْبا سکون
صفات
| آوادار | الجَهْر | نفس حبس میشود و صدا حرف را با خود میبرد. |
| سخت (بسته) | الشِّدَّة | صدا در مخرج کاملاً قطع میشود و بعد رها میشود. |
| بالارونده (درشت) | الاسْتِعْلَاء | عقب زبان به سمت کام بالا میرود و دهان پر از صدای درشت میشود. |
| بسته (پوشیده) | الإِطْبَاق | وسط زبان مثل درپوش به کام میچسبد — درشتترین حروف. |
| بازداشته | الإِصْمَات | از جای عمیقتری ادا میشود، پس گفتنش دقت بیشتری میخواهد. |
| قلقله (پژواک) | القَلْقَلَة | وقتی ساکن است، حرف با کمی پژواک میجهد. |