قاف
قَاف
شکل‌هایش در کلمه
ق
تنها
قـ
اول
ـقـ
وسط
ـق
آخر

«ک»ِ عمیق و درشت از ته دهان — نه «ک» است و نه «غ».

در قرآن
آوادار · الجَهْرسخت (بسته) · الشِّدَّةبالارونده (درشت) · الاسْتِعْلَاءباز · الانْفِتَاحبازداشته · الإِصْمَاتقلقله (پژواک) · القَلْقَلَة
۵

دورترین بخش زبان با کام نرم

انتهای زبان به کام نرم، نزدیک زبان کوچک، فشار می‌آورد.

دورترین بخش زبان را به کام نرم، نزدیک زبان کوچک، بچسبان و بعد رها کن.

کلمه‌های دیگر با ق
قَبا فتحه
قِبا کسره
قُبا ضمه
قْبا سکون
صفات
آوادارالجَهْرنفس حبس می‌شود و صدا حرف را با خود می‌برد.
سخت (بسته)الشِّدَّةصدا در مخرج کاملاً قطع می‌شود و بعد رها می‌شود.
بالارونده (درشت)الاسْتِعْلَاءعقب زبان به سمت کام بالا می‌رود و دهان پر از صدای درشت می‌شود.
بازالانْفِتَاحزبان از کام جدا می‌ماند.
بازداشتهالإِصْمَاتاز جای عمیق‌تری ادا می‌شود، پس گفتنش دقت بیشتری می‌خواهد.
قلقله (پژواک)القَلْقَلَةوقتی ساکن است، حرف با کمی پژواک می‌جهد.